دکتر اقبالی، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده؛ در این نشست به بررسی ابعاد تزاحم دانشگاه و خانواده پرداخت و اذعان داشت: خانواده نهادی است که صرفاً در یک آرایش خاصی میتواند کارکردهای اصیلی که در رویکرد اسلامی برای آن تعریف شده را داشته باشد. خانواده صرفاً نوعی سرویس عاطفی، جنسی، مالی یا اجتماعی نیست. صرفاً سرویس افزایش جمعیت نیست. بلکه دارای مختصات و ویژگیهایی است که در آنها تقسیم کار جنسیتی نیز مطرح است. از سوی دیگر دانشگاه نیز نهادی است کاملاً تخصصی و معطوف به جامعه تخصصی، که در نظم جامعه مدرن ایجاد شده است و قرار است آمادهسازی افراد برای ایفای این نقشهای تخصصی را بر عهده داشته باشد. نهادی که در گذار از جامعه مکانیکی به سمت جامعه ارگانیکی ایجاد شده است. این فضا از ویژگیهای خاصی برخوردار است که برخی از آنها بههمریختگی نقشهای جنسیتی، برابری در محتوا و شیوه آموزش، اختلاط و ایجاد بازاندیشی است. نوعی بازاندیشی بیرحمانهای که بر هم زدن نظم جنسیتی خانواده را به دنبال دارد و گاهی با برخی آموزههای اسلامی در مورد خانواده (مانند وجوب تمکین خاص از همسر) در تعارض است. حال باید بررسی شود که با این تعریف از دو نهاد اجتماعی دانشگاه و خانواده، تزاحم میان آنها نوعی تزاحم ذاتی است یا خیر؟
دکتر اقبالی با بیان اینکه این تزاحم، ذاتی نیست مطرح کرد: به نظر میرسد با توجه به اینکه می توانیم با اتخاذ سیاستهایی، از تعارضات میان اهداف خانواده و دانشگاه کاست، باید گفت تزاحم میان این دو ذاتی نیست. اما در صورت کنونی، دانشگاه با افزایش سن ازدواج، کاهش باروری، اختلال در امر جنسی به دلیل اختلاط دو جنس و بر هم زدن نظم جنسیتی خانواده، موجب تضعیف کارکردهای خانواده میشود. علیرغم آنکه برابری فرصتها در امر آموزش کاملا قابل قبول و مهم است، اما تحقق اهداف دانشگاه با تعریف امروزین آن در تعارض با تحقق اهداف خانواده است. همچنین نمیتوان این پیش فرض را پذیرفت که مادر تحصیل کرده در این فرایند آکادمیک و تخصصی، الزاما مادری بهینه برای تربیت کودک است.
دکتر کاردوانی، عضو هیات علمی پژوهشکده مهرستان و دبیر اندیشکده خانواده، سخنران دیگر نشست بود که به ارائه موضوع «بازخوانی تجارب دانشگاههای دوستدار خانواده در جهان» پرداخت. ایشان اذعان داشت، دانشگاه دوستدار خانواده مفهومی است که از سال ۲۰۰۰ به طور جدی در ادبیات علمی و سیاستگذاری وارد شده است و هدف آن کاهش تعارض و ایجاد هماهنگی و تعادل بین خواستههای خانواده و تحصیل است. آنها تلاش داشتهاند به دلیل استفاده از تخصص و سرمایه انسانی در مسیر پیشرفت اقتصادی جامعه، مسائل خانواده را با پذیرش هویت جدیدی برای آن و مبتنی بر پیش فرض «برابری جنسیتی» مورد نظر قرار دهند. استانداردسازیهایی در این راستا صورت گرفته است و دانشگاهها جهت رقابت در جذب نخبگان به دانشگاه، از فرصت سیاستهای خانواده استفاده میکنند. آنها با کسب نشان معتبر، امکان جذب نخبگان را برای خود فراهم میکنند. در این صورت هم نخبگان بسته به شرایط خود میتوانند دانشگاه مورد نظر را برای تحصیلات عالیه انتخاب کنند و هم دانشگاهها با ارائه سیاستهای دوستدار خانواده خود در این رقابت شرکت میکنند.
دکتر کاردوانی در ادامه، به شاخصهها و ویژگیهای دانشگاههای دوستدار خانواده مشتمل بر درک وضعیت تعارض، برابری، عمومیت ذینفعان، جامعیت و تنوع استراتژی اشاره کرد و هر یک را توضیح داد. همچنین ایشان به بررسی نمونههایی از سیاستگذاری در دانشگاههای برتر جهان در زمینه همیاری خانواده و کاهش تعارضات آن با پیشرفت تحصیلی پرداخت. در این فرایند، چگونگی درک تعارض و اصول و ارزشهای بنیادین، تاثیر وافری بر سیاستها و راهبردهای اتخاذ شده دارد.
دکتر کاردوانی به برخی از مهمترین استراتژیهای دانشگاههای دوستدار خانواده اشاره کرد که در ابعاد تسهیلی، حمایتی، تشویقی، تکمیلی و آموزشی ارائه میشوند. این راهبردها برای گروههای مختلف خانواده و به صورت ذو مراتب و چندگانه تعریف شدهاند و خانواده را به زنان یا کودکان فروکاهش نداده اند. نقش مردان در مراقبت و تربیت کودک و توجه به سالمندان و بیماران، در این راهبردها دیده شده است. برخی دانشگاههای خاص مانند هاروارد، حمایت از آسیب دیدگان از تجاوز و خشونت خانگی نیز به صورت پیشگیرانه، درمانی و حمایتی را نیز در چارچوب راهبردهای دوستدار خانواده قرار داده اند.
ایشان در انتها تاکید داشت علیرغم مفید بودن شناخت تجارب سایر کشورها و دانشگاهها در امر حمایت خانواده، باید توجه داشت سیاست های آنها بر ارزشهای بنیادینی تکیه دارد که نمیتواند در اقتباس از سیاستها مد نظر قرار نگیرد. توجه به این اصول بنیادین و برنامهریزی بر اساس ارزشهایی که در رویکرد اسلامی نسبت به خانواده مورد تاکید قرار داشته، از ضروریات برنامهریزی در خصوص تقاطع دانشگاه، سیاست و خانواده است.
